در طراحی غرفه نمایشگاهی چه اصلهایی وجود دارد

?) غرفه، انبار نيست طراحي غرفه چيزي بسيار فراتر از پر کردن فضا با اشياي موجود در انبار سازمان است. بسياري از کارفرماها در آخرين لحظاتي که بايد به نمايشگاه بروند از واحد خدمات يا روابط عمومي مي خواهند چيزهايي را براي بردن به نمايشگاه آماده کنند. در نتيجه بسياري از غرفه هاي نمايشگاه ها بيشتر به انبار شرکت ها و سازمان ها شباهت دارند تا يک اثر هنري!

?) غرفه، اثر هنري است غرفه مي تواند محل تجلي هنري طراح و نشان دهنده سطح دانش و بينش فرهنگي هنري و سليقه وي باشد. غرفه، لباس کارفرماست و طراح موظف است بهترين طرح دوخت را براي آن ارائه دهد.

?) طراحي غرفه، تخصص است نجارها، آهنگرها، نقشه کش ها، معماران، طراحان داخلي، طراحان صنعتي، طراحان صحنه و لباس، طراحان گرافيک و گاه حتي مهندسان عمران و کامپيوتر، همه خود را در زمينه طراحي غرفه جامع و مانع مي دانند. در حالي که طراحي غرفه خود مي تواند يک رشته مستقل باشد برخي هنرمندان تصور مي کنند طراحي غرفه عملي تفنني است و در کنار کارهايشان به آن مي پردازند. اين طور هم مي توان نگاه کرد، اما حاصل اين رويکرد به هيچ رو غرفه حرفه اي نيست.

?) ايده خلاقانه، محور طراحي غرفه است ايده خلاقانه، فرآيند پيچيده اي دارد و ايده يابي داراي روش هايي است که به مطالعه نياز دارد. طرح بايد مخاطب را در غرفه نگه دارد و پاسخگوي افکار و احساساتش باشد. بايد دانست کارفرما چه هدفي دارد و روي آن تمرکز کرد که به طور حتم به يافتن ايده هاي ناب مي انجامد. البته بايد با حساسيت و دقتي بيش از کارفرما اين کار را انجام داد و خواسته هايش را به سوي اهداف جديد هدايت کرد. يکي از هنرهاي طراح غرفه بايد همين باشد که با حساسيتي که دارد به سرعت درک کند چه خواسته هايي سره و چه چيزهايي ناسره اند. براي درک اين نکات بايد مدت زيادي تحقيق کرد و با خدمات و محصولات به نمايش درآمده، فرآيند کار، يا هر چيز مشابه ديگر در مجموعه کارفرما سر و کار يافت.

?) جزئيات در غرفه به خوبي ديده مي شوند نمي شود غرفه را همين جوري طراحي کرد، مخاطب آنقدر به اشيا نزديک مي شود که تمام سهل انگاري ها را مي بيند، بنابراين طرح بايد به گونه اي باشد که بيننده نتواند اتصالات را بفهمد، يا اگر فهميد خيال کند يک اتصال حرفه اي ديده است. خلاقيت فقط در سير کولاسيون نيست بلکه در تمام جنبه هاي غرفه بايد احساس شود.

?) در نمايش يک چيز معمولي، نبايد غلو شود گاه کيفيت محصولات کارفرما بسيار پايين تر از حد انتظار است. در اين حالت ها بهتر است به شکل مودبانه از او خواسته شود که نمونه هاي بهتري را در اختيار بگذارد و اگر نمونه بهتري در دست ندارد، يا محصولش کيفيت پايين دارد بايد او را از اجاره غرفه منصرف کرد. البته پل هاي پشت سر را نبايد خراب کرد!

?) گاه سکوت و خلوت بهتر است روش هاي طراحي ميني مال گاه چنان آرامشي در مخاطب ايجاد مي کند که چاره اي جز ايستادن در غرفه ندارد. نمايشگاه ها اغلب مکان هايي پرآشوب و هياهو با رنگ ها و نورهاي گوناگون اند که بيننده را عصبي مي کنند. طراح بهتر است خود را جاي مخاطب بگذارد.

?) طراحي غرفه، چابکي مي خواهد طرح غرفه مثل جرقه است مثل طرح پوستر، غرفه کارزار طراحي است و تنها از عهده افراد چابک و حساس برمي آيد. افراد فاقد اين ويژگي ها طراحي غرفه را فراموش کنند.

?) ديدن تصوير سودمند است ديدن تصوير به ويژه هنگام خلق ايده بسيار موثر است. در مواقعي که طراح، غرفه اي در دست طراحي ندارد مي تواند به بازديد نمايشگاه ها برود، مجله ها را ورق بزند، يادداشت بردارد، فيلم ببيند، استراحت کند و کروکي بزند.

??) طراح، مشاور واقعي کارفرماست اين نکته بسيار مهمي است بايد به شکل صادقانه مشاوره داد و حتي اگر لازم شد کارفرما را از گرفتن غرفه منصرف کرد (يعني در کوتاه مدت نان خود را آجر کرد). کارفرما نبايد گمان کند با آدمي پولکي طرف است، يا در برآوردهاي اوليه و مراحل قرارداد سرش کلاه رفته است. طراحان خود را در جاي کارفرما بگذارد.

??) طراح دست به کار شود طراحان به جاي اين که نقشه را به کارگاه فکس کند و به روش اداري از آن ها بخواهد نسبت به اجراي کار در نهايت وسواس و سرعت اقدام کنند، خود بايد دست به کار شود تا مسائل اجرايي را از نزديک بفهمد و در صورت لزوم طرح را در حين اجرا تغيير دهد.

??) تفکر مهندسي لازم است طراح بايد تحليل گر با حوصله باشد، يعني بتواند با دقت فراوان يک دانشمند چيزها را بشکافد و از اين راه به کشف هاي تازه اي در کار خود دست يابد. دقيق و حساس بودن، نگاه توليد انبوهي داشتن، ظريف فکر کردن، عاشقانه به جزئيات رسيدگي کردن، خسته نشدن و سرسري کارنکردن، از علايم تفکر مهندسي است.

??) طراح غرفه نبايد واهمه داشته باشد گاه پيش مي آيد که کارهاي ديگران را داوري کنيم و گاه نيز ديگران کارهاي ما را به داوري مي گيرند، در هر حال نبايد ترسيد و بايد دانست که ما به عنوان طراح از آن ها حرفه اي تريم. نبايد لحظه اي به خود ترديد داشت و از داوري حرفه اي هاو معمولي نگران بود. بايد درباره کارهاي ديگران نظر داد اما تا نپرسيدند، نگوييد!

??) بهترين راه فراگيري، آموزش است بهترين راه ياد گرفتن، ياد دادن است. شما هم تجربه کرده ايد، تلاشي که مي کنيد براي اينکه يک بازي را به کسي ياد دهيد، شما را مجبور مي کند که خود آن را فرا گيريد. هيچ اشکالي ندارد که از اين ضعف انساني در جهت اعتلا استفاده شود. نقد هنري هم در همين نکته ظريف نهفته است.

??) سيستم هاي مدولار و پيش ساخته توصيه نمي شوند استفاده از اين سيستم ها گاه خوب و گاه بسيار بد است. در حال حاضر اين طور شده که طراحان از سرتنبلي يا کم سوادي، از اين سيستم ها استفاده مي کنند. اين يک روش خوب است به شرطي که فکر شده باشد و براي غرفه خودتان بومي سازي شده باشد يا اينکه هدف خاصي را تعقيب کند. سيستم هاي پيش ساخته تبليغاتي اغلب براي کساني است که مي خواهند بيش از نظر مخاطب، نظر کارفرما را تأمين کنند. البته بعضي از کارفرماها تصور مي کنند اگر يک پرينت طولي روي يکي از اين سيستم هاي پيش ساخته بزنند، ديگر نيازي به طراح ندارند. روابط عمومي خودش اين کارها را مي کند!

??) فرم، نور، رنگ و بافت و صدا و بو عوامل طرح غرفه اند فرم، نور، رنگ، بافت، صدا و بو مصالح کار طراح غرفه هستند براي رسيدن به طرح خوب؛ اگر شکل يک غرفه ارتباطي به کالا نداشته باشند، غرفه ها حالتي بي حال پيدا مي کنند و اگر خيلي جيغ بنفش باشند، مبتذل مي شوند. صدا عامل بسيار مهمي است و به راحتي از غرفه هاي اطراف به داخل غرفه ما مي آيد. بو نيز کاربردي مانند صدا دارد که توسط چشم، درک نمي شود اما تأثيرش روي انسان بسيار زياد است. من اگر غرفه اي شيک (به لحاظ بصري) ببينم و از آن بوي سيرداغ دريافت کنم چه عکس العملي نشان مي دهم؟ اگر در يک غرفه فروش لاستيک با ورود شما به قسمت نمايش، بوي سوختن لاستيک و صداي ترمز را بشنويد و همزمان خط ترمز لاستيک روي يک پرده ظاهر شود چه حالي مي شويد؟ يا براي مثال در غرفه نمايش روغن نباتي به جاي بوي سوختن روغن نباتي، بوي ليمو در فضا عطرآگين باشد؟

??) سلسله مراتب ديده شدن اشيا و درک آن ها را نبايد فراموش کرد چشم انسان با ورود به هر فضا به سرعت دنبال چيزهاي جديد مي گردد، به همين دليل اشياي نمايشي و اشياي تزييني را بايد در جاي مناسب گذاشت، بسيار مهم است که اول چه چيزي ديده شود و کجاي مخروط ديد چه چيزهايي ديده شود، تمرکزهاي نوري در کجاست و کجاها و چه چيزهايي در سايه اند، دور و بر چه اشيايي خلوت و چه اشيايي شلوغ است، هر شيء چقدر از زمان خيرگي نگاه را به خود معطوف مي کند. اغلب غرفه هاي به ظاهر زيبا، بدون توجه به اين اصول طراحي مي شوند و فقط خوشگل هستند، اما هدف اصلي غرفه دار را تامين نمي کنند.

??) عمر غرفه يک هفته است اين نکته بسيار حياتي است و نبايد آن را باساختمان اشتباه گرفت. غرفه نبايد محکم باشد، بلکه بايد لق باشد و خود چند روز پس از نمايشگاه فرو بريزد!